گفتمش ...
گفتمش ، گفتا کنون سرگرم شدن ...
گفتمش ، گفتا که سرد و گرم شدن ...
گفتمش ، گفتا که بازی کرده ام ...
گفتمش ، گفت دلنوازی کرده ام ...
گفتمش ، گفتا که دورانی ست غریب ...
گفتمش ، گفتا که رنگ هست و فریب ...
گفتمش ...گفتا سراب هست و خیال ...
گفتمش ... گفتا که خواب اندر خیال ...
گفتمش ... گفتا که دلخونم مکن ...
گفتمش ... گفتا ک همجنونم مکن ...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۹ ساعت 1:38 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...