رویا و خیال ...
گفتمش ، گفتا پریشانم مکن ...
فارغ از رؤیای هر شامم مکن ...
گفتمش ، گفتا کویر و کوه و دشت ...
زندگی هفتاد و شصت و شصت و هشت ...
گفتمش ، گفتا که دلخونم ز غم ...
با تو بی تو در غبار و پیچ و خم ...
گفتمش ، گفتا که بیهوده مکوش ...
حرف اول ، حرف آخر گیر به گوش ...
گفتمش ، گفتا دریم و خواب من ...
همچو رؤیا هست خیال ناب من ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ ساعت 14:57 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...