باز باران ...
باز باران ، دانه دانه ...
میزند سخت تازیانه ...
بر دل نازک یک مرد ...
ضربه های وحشیانه ...
باز باران سرد و نم نم ...
خوشه های غصه و غم ...
بر دل یک مرد بی تاب ...
میزند دشنه به هر دم ...
باز باران در دل شب ...
دل بسوزد در غم و تب ...
قطره قطره ، دونه دونه ...
دل بگیرد باز بهونه ...
باز باران ، باد و بوران ...
قصههای داغ و سوزان ...
از دل تاریخ نزدیک ...
خیلی دور و خیلی نزدیک ...
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 14:41 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...