سکوت و ...
وقتی یک دختر لجش میگیره ...
وقتی لبهاشو غنچه کرده و حرف نمیزنه ...
وقتی با چوب دستی ، به علف های باغچه میزنه ...
وقتی ابروهاشو گره کرده و اخم میکنه ...
وقتی با نوک مداد دفتر خاطرات رو خط خطی میکنه
وقتی باسر انگشت ، پاک میکنه نامه ها رو ...
وقتی حرصش میگیره ...
وقتی نگات نمیکنه ...
وقتی نگاهشو ازت میدزده ...
وقتی عصبی نه ، عصبانیه ...
بذار وقتی که حرف زد ...
ببین چی مینویسه ...
بخون چی میگه ...
در اولین حرف میگه از حس و حال درون ...
در اولین مشق ...
در اولین انشا ...
در اولین مقاله ...
در اولین گله نامه ...
صبر کن تا حرف بزنه ...
سکوت گاه خشم هست و فریاد ...
سکوت گاه هزار حرف ناگفته ...
سکوت گاه ...
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 11:43 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...