وقتی یک دختر لجش میگیره ...

وقتی لبهاشو غنچه کرده و حرف نمیزنه ...

وقتی با چوب دستی ، به علف های باغچه میزنه ...

وقتی ابروهاشو گره کرده و اخم می‌کنه ...

وقتی با نوک مداد دفتر خاطرات رو خط خطی می‌کنه

وقتی باسر انگشت ، پاک میکنه نامه ها رو ...

وقتی حرصش میگیره ...

وقتی نگات نمیکنه ...

وقتی نگاهشو ازت می‌دزده ...

وقتی عصبی نه ، عصبانیه ...

بذار وقتی که حرف زد ...

ببین چی می‌نویسه ...

بخون چی میگه ...

در اولین حرف میگه از حس و حال درون ...

در اولین مشق ...

در اولین انشا ...

در اولین مقاله ...

در اولین گله نامه ...

صبر کن تا حرف بزنه ...

سکوت گاه خشم هست و فریاد ...

سکوت گاه هزار حرف ناگفته ...

سکوت گاه ...