قمار عقل و دل ...
در قمار عقل و دل ، بازنده دل ...
مست و مخمور و خمار ، بیچاره دل ...
شد حریف با عقل و چاره ، بر رقیب ...
مانده چون چارپا به گِل ، بیچاره دل ...
عقل و دل در درد و دل با هر سخن ...
عقل چو تیغ و همچو گوشت بیچاره دل ...
عقل همی تاخت و به میدان عمل ...
شد از آخر ، اول آن بیچاره دل ...
اول و آخر همی عقل در حساب ...
فارغ از سود و زیان ، بیچاره دل ...
چرتکه میزد روز و شب عقل هی که هی ...
بی حساب و بی کتاب ، آواره دل ...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 1:6 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...