دیدمت ...
دیدمت در عالم رؤیای خویش ...
دیدمت چون آن گل زیبای خویش ...
دیدمت اما ندیدم در خیال و در سراب ...
دیدمت در قامت دنیای خویش ...
دیدمت در آن کویر در دشت دور ...
دیدمت با یک سبد گلهای تور ...
دیدمت بودی ، نبودی چون کویر ...
دیدمت در آن کویر با آب نور ...
دیدمت در وقت رفتن با شتاب ...
دیدمت رفتی و ماندم غرق خواب ...
دیدمت بودی سراسر غرق نور ...
دیدمت چون قصه ای در آن کتاب ...
دیدمت در یک شبی در کوچه ای ...
دیدمت در غربت اندیشه ای ...
دیدمت غرق سکوت و در خیال ...
دیدمت در عشق ، تو هم ، هم پیشه ای ...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۹ ساعت 16:34 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...