حق ، وظیفه ، انتظار ...
در هر ارتباط درست و منطقی و متقابل ، طرفین بسته به نوع تعامل ، نسبت به هم وظائفی دارند ...
هر کدام از طرفین رابطه ، اگر به وظیفه ی خویش عمل کرد ، نسبت به طرف مقابل صاحب حق میشه ...
و اینک طرف مقابل موظف به انجام وظیفه در قبال فرد مقابل هست ...
در واقع وقتی وظیفه ای انجام شد ، حق ایجاد میشه و بعبارتی موقعی یکی از طرفین صاحب حق میشه که بوظیفه ی خودش عمل کرده باشه ...
وقتی وظیفه عمل شد و حق ایجاد شد ، وظیفه ی طرف مقابل در واقع همان حقی هست که طرف اول داره و این حق بواسطه ی انجام وظیفه ایجاد شده ...
در واقع کسی که در یک رابطه ی متقابل انتظار داره به حق خودش برسه ، تنها راهش انجام درست وظیفه اش در قبال فرد مقابلش هست ...
یک رابطه ی متقابل وقتی به بهترین شکل ممکن تشکیل میشه و دوام پیدا میکنه که طرفین قبل از اینکه دنبال حق خودشون باشن ، دنبال شناخت و انجام وظایف واقعی خودشون در قبال فرد مقابلشون باشن ...
اگر والدین ، معلمین و ... نسبت به فرزندان و دانش آموزان حق و حقوق دارند ، به همان اندازه و نسبت در قبال آنها وظایفی دارند ...
حق والدین و معلمین همان وظایف فرزندان و دانش آموزان هست ...
و حق فرزندان و دانش آموزان ، همان وظایف والدین و آموزگاران ...
در کنار وظیفه و حق ...گاهی بحثی پیش میاد تحت عنوان انتظار ...
ممکنه چیزی وظیفه ی ذاتی افراد در رابطه ی متقابل نباشه و تحت قانون و ضابطه ی حق و وظیفه نگنجه ولی بعضی چیزها را انتظار داریم که اگر انجام بشه قشنگتره و به اون دوام رابطه در قبال انجام وظایف ، قوام و زیبایی و معنای بیشتری میده ...
مثلا ...
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...