گاه
گاه کسی از زندگی ات ، بی خبر میره بیرون ...
میشی مثل بالن که سوخت تمام کرده ...
یا ...
برنامه ای پخش میشد از تلویزیون میلی ....
عمو پورنگ و پهلوون پنبه ...
هر وقت عمو پورنگ میزد بغل پهلوون پنبه ...
پهلوون بادش در میرفت و میافتاد زمین ...
بعد عمو پورنگ میومد و مثلا با تلمبه باد میزد و پهلوون دوباره سرپا میشد و ...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 13:6 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...