نامه ی یک معلم به شاگردان کلاس اول ...برگرفته از وبلاگ یک دوست ...
نامه فروغ غلامشاهی به محمد باقر نوبخت و علی ربیعی
نامه فروغ غلامشاهی معلم کلاس اول محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت و علی ربیعی وزیر کار به آنان
علی ،،،، امروز به تو فکر میکردم به تو و علی های دیگر ، به حسن به رضا به ممدباقر ها
سی سال ایستادم وبعد نتیجه اش این شد که نتوانم درتجمع اعتراض بازنشسته هابرای وظیفه نشناسی شماها بایستم وشرکت کنم
یادت می آید که در کلاس اول هیچوقت مادرت دستمال در کیفت نمی گذاشت و من باید هر روز با جیبهای پر دستمال به سر کار می امدم تا آب بینی تو را پاک کنم که توی دهانت نرود زمستان و تابستان نداشت آب دماغت همیشه روان بود
علی ها ، حسن ها ، ممدباقرها ، یادتان هست در کلاس 40 نفره از بوی بد بچه ها نمیشد نفس کشید و حقوق ما که برخی نامردم ها آن را زیاد و حرام میدانند پاداش تحمل این عطرهای اساطیری بود
به جز شغل معلمی چه شغلی با این مزایا سرو کار دارد ؟
و اما امروز تو علی ! تو ممدباقر ! چگونه بخودت اجازه میدهی که ایام کهولت من را به بازی بگیری و وعده سر خرمن بدهی ؟و چقدر به خود بد وبیراه بگویم که کسانی همچون شما تحویل جامعه داده ام
یادت می آید حرف زدن بلد نبودین و مخرج ( ل و ر ) راقاطی می کردین وحالا شدین سخنگوی دولت و وزیر کار و امور اجتماعی ( الحمدررلا ) بجای الحمدالله یادتان هست ؟
سی سال بهمین منوال گذشت ، ایستادن و گچ خوردن و هوای مطبوع ! تنفس کردن و اینک نه پای ایستادن دارم نه سینه ی نفس کشیدن و نه توان پرداخت بهای دارو و درمان - و تو محمد باقر نوبخت و تو علی ربیعی چگونه بخودتان اجازه میدهید با ولی نعمت خود که مدت 11 سال حقوقش پایمال شده اینگونه رفتار کنید و آنها را بچه فرض کنید که دروغهای شما را باور کنند ؟ لحظه ای انسانی فکر کنید و چهره کسانی که در اوج جوانی به شما آموخت که انسان باشیدو پا روی حق نگذارید را بخاطر بیاورید و دین خود را به آنان ادا کنید
اینک مثل همان زمان به شما امر می کنم تا فرصت باقی است جبران مافات کنید و خانواده 2/200 میلیون باز نشسته را در این تنگنای زندگی شاد کنید نه قطره چکانی بلکه درعرض 2سال شنیدید چی گفتم ؟ بگو چشم و عمل کن
http://balaroud53.blogfa.com/
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 18:58 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...