کارخانه ی حکومت ...
یکی از اقوام که در کارخانه ی نوشابه سازی کار میکرد
میگفت
شما اگر بدانید در کارخانه و داخل ظروف نوشابه
چه کثیف و آلوده و ... هست
هرگز نوشابه نمی خوردید
یکنفر دیگر که در کارخانه ی رب کار میکرد
گفت
اگر بدانید در رب چی میریزند
و
چجوری درست میشه
هرگز رب نمیخوردید
یکنفر دیگر میگفت
اگر بدانید در کارخانه سوسیس و کالباس چه خبره
امکان نداشت سوسیس و کالباس را بخورید
همینطور هر کسی که در کارخانه ی لبنیات و بستنی و ....
کار میکنند
همین دست حرفها را میزنند ...
حالا شده حکایت حکومت
کسی که در بانک کار میکنه
میگه شما نمیدونید در بانک چه بخور بخوریه
اونی که در قوه قضائیه کار میکنه
میگه اگر بدونید اینجا چه خبره
یکی کارمند دارایی ست همین حرف را میزنه
هر کسی از دستگاهی که اونجا کار میکنه خبر داره
ظاهراً همه جا آسمان یکرنگه
فقط کسی از جایی که کار میکنه
خبر داره
و خبر از جاهای دیگه نداره ....
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...