دوش ...
دوش مرا حال خوشی دست داد ...
جام می ام ، دست مرا مست داد ...
جام شراب از می ناب و طهور ...
خوردم و بردار شدم ، هم کفور ...
جام شراب مست نمیکرد مرا ...
فارغ از این هست نمیکرد مرا ...
جام ، شکستم زدمش بر زمین ...
نعره زدم ، نعره ی مردان چین ...
تا که شود مستی کنار ، صبح شد ...
بین من و ساقی و می ، صلح شد ...
من به کنار ، ساقی و می یک کنار ...
باز به سحر ، وقت دگر ، شد قرار ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 15:13 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...